کوچه پس کوچه های فراموشی

آقای رسانه ملی که هرجا لازم باشد(!) از فیلم مداحی اکبر مایه می گذارد، چندبار به جای استفاده از مداحان خوش نام و اتوکشیده، یاد اکبر شریعت افتاده؟ سیمای 24 ساعته فارس، در کوچه های داراب بگردد و اگر کوچه ای، مدرسه ای، خیابانی به نام "مسلم شریعت" پیدا کرد، "خوشا شیرازش" را آن جا اجرا کند.

یاد امام به خیر، سفارش کرده بود: «... نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.»

سر این که جنگ را چه کسی اداره و مدیریت کرد خیلی ها اظهار وجود کرده و می کنند. از وزنه نظام، مهندس جنگ، نماینده امام در بنیاد شهید و فرماندهان عالی رتبه گرفته تا رفتگر محله امان که کارت اعزام اولش را دوبار به رخم کشیده!

باز هم خدا امام(ره) و پدرش را بیامرزد که بعد از فتح خرمشهر فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» و آب پاکی را روی دست همه ملت ایران ریخت تا بدانند همه کاره خداست. وصیت نامه شهدا جای خود! اگر حرف پدر و مادر شهدا، ایثارگران و جانبازان را بشنوی حرفم را تائید می کنی. آن ها که از جان گذشتند این ادعاها که بعضی دیروز و امروز و همیشه داشته و دارند را نمی کنند! البته طبیعی است که در کشاکش جنگ مرد و نامرد شناخته می شوند و الّا در صلح و آرامش مدعی زیاد است.

بگذریم! این ها مقدمه بود. حرف تازه ای نمی خواهیم بزنیم. بازهم حرف مردی است که از غفلت و سهل انگاری من و تو در همان کوچه هایی که امام گفت تنها و غریب مانده است.

«حاج اکبر» قصه ما آنقدر دلش از دنیا و مافیها گرفته که ما را هم نمی پذیرد. چون «رجایی، باهنر، مطهری ها دادیم» دلم آدم می گیرد وگرنه اکبر شریعت که می خواند «عباس دوران دادیم» خودش اهل ایثار بود. به قولی سینه سوخته بود. شهید داده بود. برادرش «مسلم» شهید "رمضان" بود. در گروه از راه رسیده های مدعی و پر توقع نبود. «اکبر شریعت» هنوز دارد می خواند: "کربلا کربلا ما داریم می آئیم" و شهدا پای نوحه ی او سینه می زنند. ذکر ما عوض شده.

اکبر صدایش گرفته، خسته است. به رسم هیئت هم که شده باید لیوان آبی دستش داد. طیب اللهی به او گفت. عرقش را پاک کرد. مدیران هیئت ها به بچه های جوان هیئت و مداحانشان بگویند مثل او بخوانند. شاعران سبک نوحه ها و شعرهایشان را به جای کپی برداری از خواننده های لس آنجلسی، از «اکبر شریعت دارابی» بگیرند.

/ 0 نظر / 31 بازدید